واژه زمان

تجربه شهریار عیوض‌زاده از گذر زمان

ژوهانسبورگ، دعایی که مستجاب نشد

شهریار عیوض‌زاده

بالاخره ده روز ژوهانسبورگ هم رفت و سیاهیش به روی ما نشست. دعای اهل زمین برای توفیق توبه و بازگشت هم به استجابت نرسید و ما مردم زمین همچنان به سیاهکاری ها ادامه خواهیم داد تا کجا که چنان گریبانمان بگیرد که دیگر نفسمان در نیاید. در این “شهر یوحنا” هیچ دم مسیحایی بر پیکر تقریبا بی جان دستور کار ۲۱ -دستور کار بشر برای قرن بیست و یکم -دمیده نشد و همچنان این پیکر ، بی رمق و ناتوان در گوشه ای افتاده است.گرد هم آمدن شصت هزار نفر سیاهی لشگر باز هم کفایت نکرد که قلعه ای استراتژیک و پایدار به چنگ زمینیان بیافتد، و قوم زمین همچنان در بیابانهای ناپایداری سرگردان خواهد بود. این جا در جایی یکی مرد جنگی توانست پایگاه آسایش پایدار کمپانی های نفتی را از چنگ صد هزار خارج کند و در جای دیگر حکایتگرانی که گرد هم آمده بودند مثال این مثل شدند که ” مجال ما هم این تنگمایه بود و دریغ که مایه خود همه در وجه این حکایت رفت”. گفتنی های بسیاری گفته شد من جمله که یکی گفت که این اجلاس ، گفتمان کران بود. براستی هدف ژوهانسبورگ چه بود؟ هدف از این بزرگترین اجلاس بین المللی بشر چه بود؟

 

یک بار کاریکاتوری در یک خبرنامه دیدم . دایناسورها گرد هم آمده بودند در کنفرانسی و دایناسوری پشت تریبون رفته بود و داد سخن می داد که ” دوستان ! وضع اصلا خوب نیست ! وضعیت زمین دارد تغییر می کند ، گونه ما در حال انقراض است …..” .راستی آیا دایناسورها هم روزگاری در یک کنفرانس ژوهانسبورگ گرد هم آمده بودند؟! خاک ژوهانسبورگ را بگردیم شاید سنگواره شان را یافتیم! . براستی هدف ژوهانسبورگ چه بود؟ هدف از ژوهانسبورگ صرف داد سخن به پشت تریبون دادن و از حقیقت خطر گفتن بود، یا چیزی دیگر بود؟

 

همانطور که انتظار می رفت آن چه که از ژوهانسبورگ انتظار می رفت برآورده نشد ! روزگاری امیدواران زمین به اجلاس ریو لقب اجلاس نجات زمین دادند اما به ژوهانسبورگ چه باید گفت ؟ آن چه که ژوهانسبورگ را ژوهانسبورگ می کرد دست آوردی از جنس التزام عمل بود و این محقق نشد. البته کنفرانسی به بزرگی ژوهانسبوگ دست آوردهای تعریف شده و ناشده بسیاری دارد از جمله چند توافق نامه مهم در بحث فاضلاب و ذخایر صید دریایی در اقیانوس ها و … ولی این تمام آن چیزی نبود که جهان در انتظارش بود. چند تا از مهمترین اهداف از جمله تصمیم به جایگزینی درصد خاصی از انرژی فسیلی مورد مصرف جهان با انرژی های تجدید شونده تا سال ۲۰۱۵ یا رها شدند یا در راه دگردیسی از حرف به عمل در پیله خود گیر کردند. از دیگر این طرح ها می توان به مباحث آب آشامیدنی ، تنوع زیستی گونه ها ،مباحث مواد شیمیایی و کمک های رسمی توسعه اشاره کرد که یا حرفهای پیشین دوباره تکرار شد یا رقیقش کردند تا تلخ نباشد! و یا اصلا مسئله به چاه فراموشی انداخته شد.و بعلاوه اینها در کنارشان چند پنجره باز و در معرض دست برد خطر که در دیوار سند تعبیه شده است. در سند عملیاتی Implementation Paper که شاید مهمترین سند دست آورد کنفرانس باشد حضور سنگین سایه سازمان تجارت جهانی WTO‌ به چشم می خورد (با ذکر نام ) و این باعث نگرانی فراوان نظرمندان این گونه مسائل می باشد. .به دیدگاه بسیاری در نهایت این پرچم تجارت آزاد بود که بر محل کنفرانس به اهتزاز در آمد!.

 

ژوهانسبورگ جای جا خالی دادن ها بود! جای بازی با کلمات و جملات الزام نیاور! در جایی از سند عملیاتی گفته می شود که “باید در جهت رسیدن به هدف اختصاص هفت دهم درصد از درآمد ناخالص ملی کشورهای توسعه یافته برای کمک به توسعه در دیگر کشور ها تلاش شود ! ” خوب انشا الله که تلاششان را خواهند کرد! ما که بخیل نیستیم ! در جایی دیگر بر روی سوخت های فسیلی تمیز! تاکیید می شود و هدف اصلی که سوخت های تجدید شونده صد در صد تمیز است به فراموشی سپرده می شوند!. در جایی از کشورها خواسته می شود تا سال ۲۰۲۰ تولید مواد شیمیایی را به گونه ای تغییر دهند تا کمترین اثر مخرب را بر سلامتی انسان داشته باشد ! امیدوارم که تا آن زمان زنده و سلامت باشیم و ببینیم !. در جایی دیگر هم اکیدا از تصویب کنندگان خواسته می شود تا نرخ نابودی تنوع گونه ها را کاهش قابل ملاحظه ای بدهند ! این نیز بر روی چشم!.

 

دانستن نقش کشورها هم در این میان بدک نیست! دولت آمریکا هر کجا که توانست ایستاد از جمله همراه با کشورهای استرالیا ، کانادا ، ژاپن و چند کشور اپک در برابر جایگزینی سوخت های تجدید شونده به جای سوخت های فسیلی .تلاش آمریکا برای جانب داری از شرکتهای آمریکایی به حدی بود که که حتی در سند عملیاتی در جایی که در مورد مسئولیت و پاسخگویی شرکت ها در راستای توسعه پایدار بحث می شد دولت آمریکا در لحظه آخر اعلام کرد تفسیرش از عبارت ” از طریق تحقق کامل قراردادهای بین دولتی” در واقع “از طریق قراردادهای موجود بین دولتی” بوده است .یعنی حتی از یک تغییر لحن هم اینها نگذشته اند!.این مساله چنان بود که بعضی از گروههای زیستی قرار گذاشتند پول جمع کنند و برای وزیر امور خارجه این کشور یک فرهنگ لغت بخرند! (احتمالا برای روز تولدش!) .همچنین جالب است که بدانید که در همساز کردن سند با قواعد WTO (توجه کنید که سند- مخصوصا در حوزه تعهدات چند جانبه محیط زیستی- خود را با WTO وفق داده و نه بر عکس !) اتحادیه اروپا که در سایر موارد بیشترین همسازی را با گروه های محیط زیستی نشان داده بود او نیز هم شریک آمریکا ، ژاپن ، کانادا و استرالیا شد.تازه این کارنامه کشورهایی بود که محتملا می توانستند، آنهایی هم که چنان در چنبره گرفتاریهایشان گرفتار آمده اند که نمی توانستند که بحثی نیست.

 

 

در این که آب از کجا گل آلوده شده بحث فراوان است . یکی از شایع ترین دیدگاه ها نیز این است که سایه سنگین شرکتها و بنگاه های تجاری-صنعتی و دیدگاه هایشان بر این گونه کنفرانس ها و شرکت کنندگانشان باعث می شود که این کنفرانسها نوزادان ناتوان و نارس بزایند .اشتهای فراوان این بنگاه ها برای منافع کوتاه مدت صنفی و تضاد آن با فلسفه توسعه پایدار که به زمانی بلند مدت برای پایداری می اندیشد تناقضی خطیر در کل ماجراست. مسئله هنگامی به ظهور می رسد که گروه ها و احزاب سیاسی طالب دولتمندی در کشورها ، بیشترین فشار پاسخ گویی را از جانب این گونه دیدگاه های تجاری اقتصادی کوتاه مدت احساس کنند.ملت ها به طور عام بر رشد اقتصادی زود هنگام پافشاری می کنند به هر صورت که باشد (گمراهی) و شرکت ها به طور خاص بر منافع کوتاه مدت صنف خاص خود به هر عاقبت که باشد ( آزمندی ) . وضع هنگامی پیچیده تر می شود که دولتمردان برای بر سر کار بودن خود وامدار قسمتی از اجتماع خود باشند که این طرز تفکر در آنها غلظت بیشتری دارد و یا در حالت دیگر به مکانیزم های مالی و اجتماعی وابسته باشند که اصولا با فلسفه توسعه پایدار در تضاد است.به حالت دوم کاری نداریم ولی پی آیند حالت اول این خواهد بود که حتی در دولتهایی با ساختارهای دموکراتیک هم دولت ها دیگر نماینده اکثریت روانی (هر روز رو به تقلیلی) که خواستار دنیای پایدار است ، نخواهند بود بلکه نماینده منافع گروه ها و اصنافی می شوند که مهمترین چیزی که دارند و مهمترین چیزی که می خواهند بیشتر داشته باشند قدرت هر چند کوتاه مدت اقتصادیست. شاید بارزترین نمونه این پدیده دولت آمریکا باشد که کشورش توانمندترین اقتصاد را داراست، کاپیتالیست ترین کشور است ، بزرگترین تهدید کننده محیط زیست و در عین حال تعهد ناپذیرین به التزامات محیط زیستی و توسعه پایدار.

 

این همدستی و همداستانی دولتها و اصناف اقتصادی باعث می شود که عملکرد گروه های مردمی که کم قدرتند اما رهاتر ، بیشتر مورد توجه باشد. بعضی اعتقاد دارند که مهمترین دست آوردهای ژوهانسبورگ نه در اجلاس سران بل که در جمع دست آورد ها و توافقات کوچک گروه های کوچک و در سایه ، نهفته است. این دست آوردهای کوچک، متنوع و فراوانند از توافق گروه صلح سبز (Greenpeace) با شورای تجارت جهانی برای توسعه پایدار در راستای فشار بر دولتها برای تمکین موافقت های جهانی در مورد تغییرات آب وهوا گرفته تا توافق نامنوس یونیسف با مک دونالد برای جمع آوری اعانه در جهت ریشه کن سازی بیماری فلج اطفال!

 

شاید هم که مهمترین دست آورد این اجلاس یک جرعه آگاهی باشد برای بشریت. و تغییر رویکرد جهانی که از پس این کنفرانس نسبت به موضوع توسعه پایدار پدیدار خواهد شد. و معادلات و مرز بندیهای جدیدی که در ژوهانسبورگ طرح مدادیشان نقش بسته است.

 

در ژوهانسبورگ که دعایمان به استجابت نرسید شاید که آزمندی ، گناهمان بود و پرده ای بر آفتاب استجابت. ولی اگر که باز فردا آفتاب ، باز از شرق طلوع کرد تا دیرتر نشده بهتر است به فکر توبه باشیم . امروز ژوهانسبورگ نشد … فردا جای دیگری از این زمین . جمله آخر رمان “بر باد رفته” را که از خاطر نبرده اید! :”از همه اینها گذشته ، فردا خود روز دیگریست”.

 

شهریار عیوض زاده

شهریور ۱۳۸۱

 

ارسال دیدگاه!



پیام



واژه زمان © 2007.

ساخته شده توسط Rodrigo آماده شده برای وردپرس فارسی و فارسی سازی شده توسط علی ایرانی.

WordPress