واژه زمان

تجربه شهریار عیوض‌زاده از گذر زمان

پاکسازی کوهستان ، هر سال دریغ از پارسال

شهریار عیوض‌زاده

پاکسازی کوهستان ، هر سال دریغ از پارسال

چند سالی است که باب شده که جمعی از جمعیت های طرف دار محیط زیست به همراه عده ای از دوستداران محیط کوهستان ، هر ساله در یک روز خاص در یک عمل نمادین اقدام به پاکسازی کوهستان می کنند تا یک بار دیگر همه به خاطر بیاوریم که کوه برای ما نوع بشر ، کهن نماد شکوه پاکیست و آلودن آن به مثابه توهینی است به نمادهای مقدس بشری.

 

این آیین هر ساله انجام می شود اما در کشور ما حداقل ، به رغم این تلاش هر ساله ، متاسفانه ما شاهد روندی دیگر نیز در کنار این مسئله هستیم. مسئله این جاست که کسانی که حداقل چندین سال است که به عشق زیارت فضای کوهستان بدین مکان پای می گذارند شاهد این مسئله هستند که مکانها و فضاهایی که روزگاری قرقگاه خاص تعداد معدودی بلد محلی و تعداد اندکی کوهنورد و طبیعت نورد بوده است اکنون شاهد سیلاب حضور جمعیتی است که ظاهرا به یکباره این طبیعت را کشف کرده اند و به ناگهان در عرض این چند سال متوجه علاقه شدید خود به این مکان ها شده اند. از مشخصات این جمعیت هم این است که هم تعدادشان زیادست و هم بدتر آنکه برای این مکان و زیبایی های آن احترامی اندک قائل بوده و بی شک آن را متعلق به خود و آیندگان خود نمی داند که بی محابا آن را این چنین می آلاید و پاکی و آرامش بی نظیرش را در چشم بر هم زدنی به آشوب و آلودگی مبدل می سازد. به راستی این مشکل از کدام گوشه ناگهان پدیدار شده است! و چرا در گذشته مشکل این چنین حاد و در چشم نبود؟!

 

 

 

واقعیت این است که نرخ بالای رشد جمعیت در چندین سال گذشته حالا دارد عواقب خود را نشان می دهد و هر قسمت از اجتماع و محیط زیست اجتماعی ما شاهد عواقب آن خواهد بود از جمله محیط زیست طبیعتی ما. با نگاهی به نمودار جمعیتی- سنی کشورمان ، ما شاهد تورم در حوزه سنی جوانان هستیم و این بدین معنی است که کسر بالایی از جمعیت کشور ما جمعیتیست جوان و جوانی هم روزگار خود را دارد. جوانی یعنی فوران نیروی زندگی و حرکت که لاجرم این فوران محتاج ظرفی برای سر ریز است .جمعیت جوان محتاج فعالیت های اجتماعی مختلفی است تا نیروی جوانی خود را در این مناسک اجتماعی به ظهور برساند و این نیرو دربند کردنی نیست و وقتی هم که جایی برای برون ریزش در خانه و شهر نباشد لاجرم سرریز می کند و به بیرون از شهر می ریزد. جذبه طبیعی طبیعت و کشش غریزی انسان به سویش یک مکان برای خرج این انرژی فراهم می کند.

 

البته تا اینجا مشکلی نیست چرا که چه چیزی بهتر از این که این نیروی در بند در آغوش طبیعت رهایی پیدا کند اما مسئله به همین جا ختم به خیر نمی شود. مشکل این جاست که این سر ریز به علت کمبود در حوزه زیست شهری صورت گرفته است یعنی نیرویی است که از جایگاه طبیعی خود در شهر خارج شده تا در این جا صرف بشود و این حرکت به سمت طبیعت از سر طبیعت دوستی نیست زیرا که این گروه به عشق دیدار طبیعت اینجا نیامده است بلکه از بد حادثه شهر به اینجا گریزان شده است و از این جهت است که در رفتارهای این گروه حس احترام به طبیعت به چشم نمی خورد . بقیه داستان را هم که همه می دانیم ، آلودگی روز افزون حریم حرم کوهستان.

 

به هنگامی که شهر محل آسایش باشد و پر از امکانات تفریح و به شادی گذشتن زمان فراغت آنگاه دیگر تنها کسی وارد گود طبیعت می شود که اول خاک این گود را بوسیده باشد و چون شهرهای ما این چنین نیستند ما شاهد رویکرد گریز جوانان از شهر برای گذران اوقات فراغت هستیم . رویکردی که با حرکاتی من جمله حرکت نمادین پاک سازی کوهستان سعی می کنیم برایش فرهنگ سازی کنیم.

 

حال چه باید کرد واقعیت این است که برای ما تعدیل در نرخ رشد جمعیت امری از دست رفته است شاید فقط بتوان به آینده فکر کرد و این مثال را به عنوان نمونه ای خیلی کوچک از آثار سو ازدیاد جمعیت به خاطر سپرد . بحث فراهم آوردن امکانات گذران وقت , متناسب با ذایقه جمعیت جوان هم یک برنامه ریزی و حرکت ملی می طلبد و از حد و حوزه جمعیت های زیست محیطی خارج است.آن چیزی که باقی می ماند فرهنگ سازی است و قانون سازی.

 

فرهنگ سازی همان کاری است که در عملی مثل پاکسازی کوهستان به دنبال آن هستیم . نکته مهمی که در این امر باید به آن توجه کرد مقایسه حجم عملیات فرهنگ سازی در برابر حجم جمعیت جوان محتاج فرهنگ سازی است که هرساله به خیل عظیم بهره برداران از طبیعت اضافه می شوند . آنچه باعث دریغ هرساله می شود همین عدم تناسب است . حجم عملیات فرهنگ سازی گروه های محیط زیستی در طی سالیان گذشته چه از جهت کمیت چه از جهت کیفیت و چه از جهت تنوع , رشد قابل توجهی نداشته و اگر هم داشته متناسب با رشد بالای جمعیت بهره وران از محیط های کوهستانی نبوده است . و این عدم تناسب نمادش آنست که شرکت کنندگان در این فعالیت های فرهنگ سازی احساس می کنند که به رغم تلاش هر ساله آنها ، اوضاع در جهت مثبت تغییر نمی کند و به عبارتی دیگر “هر سال دریغ از پارسال “. محیط های کوهستانی هر سال آلوده تر از گذشته می شوند و به زیباییهایشان هتک حرمت می شود و به ظاهر تلاش های این عده هم به جایی نمی رسد که البته این طور نیست بلکه این عدم توازن نرخ رشد جمعیت و فعالیت های فرهنگ سازی است که این مسئله را این گونه می نمایاند.

 

بخش بعدی که باید به دنبال آن بود پی گیری مسئله نه در سطح وسیع مردمی بلکه در سطوح خاص مدیریتی است . در مدل قانونی که اکنون موجود است مکان هایی از طبیعت که دارای بازدید کننده بسیار بالایی هستند هیچ قانون خاصی برای خود ندارند و در نتیجه هیچ مکانیزم خاصی هم برای کنترل و نظارت آنها تعریف نشده است. در مدل قانونی موجود ما صرفا برای مناطقی مثل مناطق شهری , روستایی , زمینهای کشاورزی , مناطق محافظت شده , .. معادل لغوی وجود دارد و می بیند که هریک هم دارای مشخصات قانونی خاص خود هستند اما معابر عمومی کوهستانها که گاه از لحاظ حجم تردد در روزهای خاصی از هفته به مشابه شلوغترین خیابان های شهر هستند هیچ قانون و مکانیزم نظارتی و مدیریتی خاصی متناسب با وضعیت خود ندارند و به عنوان نمونه ای از نتایج این عدم وجود سازوکار های قانونی می توان به مسئله دفع زباله توسط قهوه خانه های میان راهی معابر عمومی کوهستانهای اطراف شهر اشاره کرد و یا اینکه مشکل عدم وجود مرجع تنظیم کننده برای تورهای اکوتوریستی ( که تعدادشان هر روز افزون می شود ) را نام برد.

 

به هر حال این دو حوزه ، یعنی فرهنگ سازی و قانون سازی , دو حوزه ای هستند که فرا دست گروه های علاقه مند به حفظ حیثیت و محیط کوهستان وجود دارند و تلاش هایشان باید بر این دو حوزه متمرکز شود اگر چه تمرکز بر روی این حوزه ها بهانه ای برای فرار از دو عامل منفی ذکر شده در ابتدای داستان نیست.

 

شهریار عیوض زاده

ارسال دیدگاه!



پیام



واژه زمان © 2007.

ساخته شده توسط Rodrigo آماده شده برای وردپرس فارسی و فارسی سازی شده توسط علی ایرانی.

WordPress