واژه زمان

تجربه شهریار عیوض‌زاده از گذر زمان

دنیا بعد از ویکی‌لیکس

شهریار عیوض‌زاده هرچیزی

انتشار ویکی‌لیکس یک نمونه از آن رخداد‌هایی است که ممکن است زمان را به دو قسمت قبل از و بعد از خود تقسیم کنند. یعنی ما مثلا بگوییم سه سال قبل از انتشار ویکی‌لیکس این اتفاق‌ها افتاد و دو سال بعد انتشار ویکی‌لیکس این اتفاق‌های دیگر. این حرفم را به معنای آن نمی‌دانم که این انتشار جدید ویکی‌لیکس رازهای استراتژیکی را آشکار کرده است. اتفاقا حدس می‌زنم که بسیاری از حرف‌هایی که در ویکی‌لیکس زده شده جزو دانسته‌ها و فرضیات معمول یک دیپلمات میان‌رتبه است. اما اکنون هرم میزان اطلاع از این دانسته‌های استراتژیک تغییر شکل داده و ارتفاع هرم کم شده است. یعنی سطوح پایین‌تر اطلاعات بیشتری دارند و یا یقین آن‌ها به گمان‌های قبلی‌شان بیشتر شده است. و تمام این‌ها فارغ
از این است که این اطلاعات ارائه شده از چه درجه‌ای از صحت برخوردار هستند.

این تغییر باعث افزایش فشار بر بالادستی‌ها برای اتخاذ واکنش می‌شود. و این یعنی کل انرژی سیستم بالا رفته است. و این یعنی که سیستم ممکن است از جوب‌ها و شیارهای نیمه پایداری که بوده بیرون بیاید و در یک جوب و شیار جدید راه بیافتد. و یا این که همان روند‌های قبلی اما با شدت بیشتری دنبال شود. نمونه‌ی کوچک مشابه این جریان می‌تواند زمانی باشد که که در یک جمع با آن که همه از کشش‌ها و دافعه‌های میان گروه اطلاع دارند ولی اتفاقاتی می‌افتد که به اصطلاح روی آدم‌ها به هم باز شود و داستان جدیدی نوشته شود.

پایگاه‌های قدرت و سیستم‌های سیاست‌ورزی و کارگزارانشان عموما از این تغییر و بازی جدید ناخوشنودند و چیدمان‌های قبلی خود را به هم خورده می‌بییند و سعی می‌کنند یا بی‌واکنش و بی‌صدا باشند
و به عامل‌های فراموشی زمانی یا نویز‌های حواس ‌‌پرت‌کن طبیعی در فضا تکیه کنند و شاید بعضی از آن‌ها شروع به تولید عمدی نویز نیز بنمایند.

این پایگاه‌ها حتی اگر که مطالب موجود به نفع آن‌ها نیز باشد باز ترجیح می‌دهند که برای این اسناد هیچ اعتباری ندهند زیرا از آینده‌ی این اسناد بی‌خبرند و نمی‌خواهند در فرایند اعتباردهی به آن‌ها ریسک آینده خود را بالا ببرند. البته اگر رسانه (داخل و خارج) در فضای آن‌ها تحت کنترل باشد می توانند به صورت گزینشی و بر حسب منفعت به آن اسناد بپردازد.

همچنین این پایگاه‌ها در صورتی که مجبور شوند تا واکنشی از خود بروز دهند، نوع این واکنش نشان‌ دهنده‌ی قدرت رسانه در آن کشورها خواهد بود. قدرت بالای رسانه، کارگزار سیاسی را مجبور خواهد کرد که اعتبار اسناد را زیر سوال نبرد و صرفا به سودمند بودن یا نبودن این درز اسناد بپردازد زیرا که رسانه‌ها با آوردن تعداد زیادی از نمونه‌های صحیح او را زمین‌گیر خواهند کرد اما در جایی که رسانه‌ها کنترل شده و یا نیمه کنترل شده‌ هستند مرزهای قرمز به رسانه اجازه‌ی چالش جدی نخواهد داد و کارگزار سیاست می تواند راحت‌تر کل مسئله را کذب بنامد.

به هر حال کل این داستان ویکی‌لیکس به ما امکان می‌دهد که جواب‌های جدیدی برای بعضی از گمان‌هایمان از قدرت اطلاعاتی و رسانه‌ای و همچنین حقوق شهروندی کشوری همچون آمریکا بنماییم. ماجرای ویکی‌لیکس یک کاتالیزوری است که فضای جواب‌ها را به میزان زیادی پلاریزه می‌کند. یعنی یا ما باید باور کنیم که سیستم‌های اطلاعاتی آمریکا به سادگی قادرند یک بازی بزرگ و با ابعاد پیچیده و نا مشخص مثل آزادسازی و یا جعل چند صد هزار سند معنا دار را اجرا کنند و به اهداف اطلاعاتی خاص خود برسند و یا باید باور کنیم که سیستم‌های اطلاعاتی این کشور نقاط ضعف هم فراوان دارد و همچنین قوانین حقوق شهروندی در این کشور چنان قوی هستند که به این سادگی‌ها نمی‌توان سر کسی را زیر آب کرد. البته در مورد آخر باید که منتظر ماند و دید.

ارسال دیدگاه!



پیام



واژه زمان © 2007.

ساخته شده توسط Rodrigo آماده شده برای وردپرس فارسی و فارسی سازی شده توسط علی ایرانی.

WordPress