شهریار عیوض‌زاده زمین و انسانهایش

بسیار مهم:پیروزی داوطلبان سبز

 

به نام هستی بخش

پایان و آنگاه آغازی نو

بدین وسیله ما، امضاء کنندگان این نامه و بدنه حقیقی و راستین جبهه سبز ایران در طی یک دهه گذشته، با خروج خود از این مجموعه و فعالیت‌هایش، نهاد جبهه سبز را فارغ و خالی از محتوای منظور شده برای آن اعلام کرده و اعلان می‌داریم که آن وجاهت و اعتباری که دستاورد خیل داوطلبان و مشتاقان این نهاد مردمی در تمامی این سالها بوده، دیگر در زیر چتر نام این سازمان موجود نیست.

آمدن و ماندن و عرق ریختن و عشق ورزیدن ما در جبهه سبز از برای نیل به آرمانی بوده است که ما اکنون جبهه سبز را فاقد اراده نیل به آن می‌دانیم و دیگر آنکه تمامی راهها و ظرفیتهای منطقی برای بازگشت حقیقت این آرمان به فضای جبهه سبز را آزموده‌ایم و به این جای رسیده‌ایم که دیگر کاری از دست ما بر نمی‌آید و آخر آنکه “باید برون کشید از این ورطه رخت خویش”.

 

ابرام و لجاجت ما و سعی تماممان در بسیج توش و توان خود برای تغییر و اصلاح در این نهاد از این جهت بود که جبهه سبز را فرزند بطن عشق و تلاش خود و همچنین دیگر داوطلبان این خیل می‌دانستیم، حتی اگر که نام دیگران بر شناسنامه‌اش نوشته شده باشد و همچنین اعتقاد داشتیم که بودن این نهادِ معطوف به حفظ زیست بوم این سرزمین به هر حال به از نبود آن است. در تمامی این سالها، هر آن چه نقصان بوده را – چه از آن ما، چه از آن دیگری- با ادبیات “ضعف و سستی” و “انحراف از معیار” انشاء کردیم و آن را طبیعت روز و روزگار دانستیم و وقوعش را با امید به بهبود در ساختار جایز دانستیم و با این امید سعی در درمان آن می‌کردیم یا از آن می‌گذشتیم و به بیگانه چیزی نمی‌گفتیم. اما متاسفانه امروز دیگر اشرافمان بر مسائل و همچنین مشاهده تراکم عجیب این نقصانها در این چند وقت و دیدن این همه‌ رنگهای پریشان و استشمام بوهای تند در فضای جبهه سبز و مشاهده انحراف جدی در جایگاههای حیاتی سازمان و همچنین عبث ماندن تمامی تلاشها و بسیج ظرفیتها در این چند سال اخیر برای درمان، ما را از کاربرد دروغین و مسامحه‌کارانه و مصالحه‌گرایانه‌ واژگان ملایمی همچون “ضعف و سستی” و یا “انحراف از معیار” باز می‌دارد و با ادبیات عریان‌‌تر و خشن‌تر و قرین حقیقتتری، لفظ “لاعلاج و بسته و تباه شده” را برای آن استفاده می‌کنیم تا حق مطلب را به جویندگان حقیقت – به خصوص داوطلبان- ابراز بداریم و از دادن تفسیر و نمونه ناواقع و نادرست از مفاهیمی همچون “نهاد مردمی” “نهاد غیر انتفاعی” و “نهاد تلاشگر در جهت ارتقای وضعیت زیست بوم” بپرهیزیم . به هر حال اکنون این فرزند سرطان زده و این نهال سرما زده‌ خویش را بر خاک می‌سپاریم و اگر چه از این پایان برای این دلربا ناخشنودیم اما از چیزی باک نداریم که اصل حیات و سبزینه در گنجینه فکر خیل داوطلبانی است که ما مشتی از آن خروار هستیم. ما بر این باوریم که داوطلبان و فعالان یک نهاد مدنی مهمترین عناصر آن نهادند و مرتبت از هر نوع دیگر، من جمله این که در نظم نظام هیات امناء جای خوش کرده باشند و یا خیر، دست به انباشت مدارج دانشگاهی زده باشند و یا خیر، سال عمر بر آنان افزون باشد و یا خیر، هیچ یک هم‌رتبه و همسنگ ارزش کارنامه تلاش داوطلبانه و مدنی آنان نیست. از همین رو آنان که با الفبای سازمان‌های غیر دولتی آشنایی ندارند و واژگانی هچون داوطلب ، عضو ، جامعه مدنی ،تشکل مردمی و غیره برایشان واژگانی گنگ، ناملموس و نامانوس است را واجد صلاحیت برای تصمیم گیری برای سازمانی که مبتنی بر حضور مردم و کار داوطلبانه است نمی‌دانیم.

کسانی که در طی تمامی این سالها از جان و دل برای اهداف اعلانی جبهه سبز تلاش کرده‌اند و هزاران ساعت کار داوطلبانه در کارنامه هر یک از آنان مدرج است، هیچ یک هنوز نام عضو را از بعد قانونی آن بر خود یدک نمی‌کشد و این مخالفت عجیب حتی با اطلاق ساده و خشک و خالی «عضو» به کسانی که مالکان حقیقی سازمان هستند در حالی صورت می‌پذیرد که کسانی که روزی از سر اتفاق و شاید با پیش اندیشی نامیمونی، نامشان در ساختار امناء برده شده و در شبکه‌ خانوادگی و رفیقانه خاصی قرار دارند، اکنون خود را دست گشاده می‌یابند تا بر چند و چون بدنه راستین سازمان حکم رانند.

با این اعلان عدم همکاری، از امروز، نام جبهه سبز را از تمامی اعتباری که به وسیله خیل داوطلبان در عرض تمامی این سالها کسب شده، ساقط شده می‌دانیم و اگر من بعد فسادی دامن گیر آن شد، دست و دامن داوطلبان کهنه‌کار را از آن پاک می‌دانیم و از امتزاج روح مفاهیمی که روزی در میان ما جریان داشت همچون “مردمی”، “غیر انتفاعی” و “تلاشگر در جهت ارتقای وضعیت زیست بوم” با مفاهیم غیر آن می‌پرهیزیم. ما این را وظیفه‌ خود می‌دانیم که در رتبه اول، تلاشگر سرزمین خود و جامعه مدنی آن باشیم و نه نهادی خاص و از این رو همسازی با نهادی که مفاهیم اولیه‌ای همچون واژگان ذکر شده در آن به صورت متروک و یا قلب شده وجود دارند را نقض غرض در آرمان اساسی خود می‌دانیم.

ما به راستی نمی‌دانیم که جمع نخست در آن روزگار نخست به چه می‌اندیشیدند که اکنون یا پراکنده‌اند و بریده، و یا در داستانی متضاد و متقابل با روح مرامنامه نقش بازی می‌کنند. آیا در روز اول صداقت بود و بعد مُرد و یا که آن روز هم صداقت به دنیا نیامده بود؟ آیا در روز اول این یک شوخی کوچکی بود که بعضی – من جمله ما – آن را جدی گرفتند و یا از همان اول هم قرار بر پایان کمدی تراژدیک در انجام بود؟ به راستی چه بود که به این جا رسیدیم؟ غم نان رسوایمان کرد یا دگرگونی دوران؟ اگر درد حقیقت دارید، بنشینید و بنویسید زیرا که اگر امروز هم جبهه سبز را به خاک بسپاریم، سبزهای عالم همچنان زنده‌اند و فراوان، و مشتاق دانستن و پیش گیری و علاج درد و راه درمان.

ما بر این اعتقادیم که یک تشکل با ادعا و ثبت مردمی بودن، حتی اگر روزی خلاف آن را عنوان کند، باز متعلق به جامعه مدنی است و مسئولیت شفافیت و پاسخگویی به جامعه مدنی در مورد رفتارش تا آن زمان که هست از دوشش ساقط نمی‌شود. و صد البته جبهه سبز از این داستان مستثنا نخواهد ماند. بگذریم از این که ساختار فعلی و اساسنامه فعلی این سازمان ورای عدم مطابقتش با نمونه‌‌های اولیه تشکلهای مردم نهاد، حتی از لحاظ مطابقت با ساختار حکم شده مراجع قانونی نیز محل سوال و اشکال است با این حال پاسخگویی در مورد هزینه کرد از اعتبار اجتماعی که توسط داوطلبان تولید شده، در جا و نابجا، چیزی است که تا همیشه، جبهه سبزی که خواهد ماند باید به آن ملزم باشد.

آری! طنز روزگار است که بسیاری از ما، سابقه هزاران ساعت حضور داوطلبانه در جبهه سبز ایران داریم و مشابه آن هر یک از ما چندین و چند همفکر و همرای و همسان خود در خیل داوطلبان در عقبه خود و با این همه، این – نازک آرای گلی که به جان کاشتمش و به جان دادمش آب – را به اقلیت تمامیت ‌خواهان وا‌می‌نهیم. اما چه می‌توان کرد! امید اصلاح و استقامت در دیوار کج نهاده شده همیشه قرین به محقق شدن نیست. نیتهای ناپسندی که در روز اول، ساختار حقوقی این نهاد را با مرکزیت فردی و رابطه شخصی و با رویکرد یک سویه کردن کانالهای ارتباطی بنا کردند و هر روز به هزار روش پاسدار این جریان یک سویه بودند (که البته حضور تعداد اندکی از داوطلبان در ساختار هیات امنا، اشتباه اولین و آخرین آنان بود) و در فراز آخرشان اساسنامه‌ نامردم نهاد سازمان را به ما قبل تاریخ مدنیت رجعت دادند، اکنون می‌توانند پاداش نیتشان را بگیرند تا که کی پادافره آن را دریافت دارند. به راستی آنان از همان اوان و ابتدا در چه فکر و نیتی بودند؟ ای کاش اگر که روزی روزگاری، در دوران زمین شناختی دیگر، احوالاتشان دگرگون شد بنشینند و شرح ماوقع را بنویسند. به هر حال اکنون می‌توانند نتیجه نامبارک این تدبیر خود را درو کنند . حال باید بنشینیم و ببینیم که در نهایت، در این خرمن درو شده برای آنان و دیگران چه خواهد بود.

ما ادعا داریم که بنابر شهادت قوی فعالیتهای مندرج در کارنامه جبهه سبز ایران، تناوری تنه‌ روییده این نهاد، ناشی از حضور و تلاش و عشق ما و هم خیلان ما بوده است و کارنامه اقلیت سلطه طلب در برابر کارنامه این اکثریت، تنک و کم مایه و کم نمره است (البته به غیر از درس هیاهو!). و دیگر آن که بسیاری از نمرات کارنامه نخست به رنگ آبی صداقت و راستی و بی چشم داشت بودن درج شده و در کارنامه دوم در مورد رنگ آن اندک شمار نمرات هم هر روز بیش از روز قبل پرسش و ابهامی نو مطرح می‌شود. [راستی ضریب و ارزش نمره آبی در پیش شما چقدر است؟]

ما همچنان پاسدار تاریخچه جبهه سبز ایران خواهیم ماند، زیرا که چه بخواهند و چه نخواهند، چه خوشایندشان باشد و چه ناخوشایندشان، بخش اعظم آن متعلق به ما و هم خیلان ماست ( تاریخچه اغراق شده قبل از این یک دهه اخیر را هم به مدعیانش وا می‌نهیم). ما بدین وسیله در آخرین وظیفه سازمانی خود و در آخرین مرحله از تلاش خود در جهت حفظ حیثیت این سازمان و جامعه مدنی و طرفداران حفظ محیط زیست، با خروج خود از این مجموعه و فعالیتهایش، سعی در گسستن گذشته جبهه سبز ایران از آینده آن می‌کنیم و آینده آن را به زمین خدا و روزی خواهان رویش وا می‌نهیم. زیرا که حضور در این نهاد در تمامی این سالها مایه غرور و افتخار ما بوده است و ما حاضر نیستیم که عارضه‌ی سرشکستگی و تر‌دامنی را بر خود بپذیریم و بار تهمت و اتهام در چشم خلایق را به دوش بکشیم، همان زخم پنهان در پیراهن در طول این سالها ما را بس است. بگذارید که چنان که تا کنون بوده ایم تا نهایت آن نیز با غرور و افتخار باشیم.

ما همچنین در برابر نمامان و سخن پردازانی که خارج از فضای جبهه سبز – نه از سر راستی و صداقت که از سر بغض و حسادت و یا هر درد بی‌درمان دیگر- در تمامی این سالها تیر ملامت بر پیکر جبهه سبز می‌افکندند می‌گوییم که این جسارت ما در دریدن قبا بر خویشتن خود، نه نشانه‌ بر حق بودن آنان و یا در جریان بودن و آگاه بودن آنان است، که نشانگر آن است که به رغم تمامی مسائل، همچنان تاریخچه ماضی این نهاد سرشار از انبوهی نیت پاک و در بردارنده حضور روح جمعیتی پاکگراست که بر تنک مایگی و قباپوشی آنان صد البته هزاران بار می‌ارزد و البته شجاعت دریدن قبا بر خویشتن شجاعت کمیابی است که باید به عنوان آخرین نمره کارنامه جبهه سبز -البته نسخه‌ راستین جبهه سبز- درج شود.

در این پایان، از آن دسته دوستانی که چشم امید به ما بسته بودند و انتظار اصلاحات از ما برده‌ بودند، عذر تقصیر می‌خواهیم که این شاید نهایت همت و ظرفیت ما بود. همچنین آن دسته هیات امنایی را که آگاه بودند و ایستاده بر پای و به مثابه عضوی از بدنه جامعه مدنی، دست می‌بوسیم و امتداد تلاششان را از خداوند تعالی خواهانیم و برای آن دسته از اعضای هیات امنایی که رسم امانت به جای نیاوردند و امین مردم و داوطلبان این نهاد مردمی نبودند و قانع به طمطراق اسم این مقام پر مسئولیت، رفاقت را بر صداقت، کسالت را بر همت ، امنیت را بر شجاعت و منفعت را بر مسئولیت ترجیح دادند ، می‌گوییم که “انصافا دست مریزاد”.

و در نهایت: خداوند از سر تقصیرات ما بگذرد. …

در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست می‌دارم

در آن دور دست بعید که رسالت اندامها پایان می‌پذیرد

و شعله وشور تپش‌ها و خواهش‌ها به تمامی فرو می‌نشیند

و هر معنا قالب لفظ را وا می‌گذارد

چنان چون روحی که جسد را در پایان سفر تا به هجوم کرکسهای پایانش وانهد

در فراسوی عشق تو را دوست می‌دارم

در فراسوی پرده و رنگ

در فراسوی پیکرهایمان با من وعده دیداری بده

بهمن ۱۳۸۵

 

 

ردیف     نام         سال آغاز همکاری            نقش ها  سال پایان همکاری

۱ -علیرضا آئینه چیان        ۱۳۷۶    داوطلب- سرپرست گروه امداد زمین- عضو تیم‌های اجرایی- عضو هیئت امناء          ۱۳۸۵

۲ -نسترن یزدانی  ۱۳۸۰    داوطلب- عضو گروه امداد زمین- عضو تیم های اجرایی  ۱۳۸۵

۳ -علیرضا احمدی            ۱۳۷۷    داوطلب- همکاری در بخش روابط عمومی        ۱۳۸۵

۴ -امیرحسین دادخواه تهرانی           ۱۳۸۰    داوطلب- عضو گروه امداد زمین- عضو تیم های اجرایی  ۱۳۸۵

۵ -ماندانا آیینه چیان           ۱۳۷۶    همکاری دربرنامه‌های درختکاری، پاکسازی کوهستان و برنامه‌های آموزشی-همکاری در برگزاری بازارچه سبز – شرکت در کارگاههای تعیین استراتژی جبهه سبز-  همکاری با ستادهای گردآوری کمکهای مردمی برای زلزله زدگان و سیل زدگان            ۱۳۸۵

۶ -هانیتا مقدس محرابی      ۱۳۷۹    داوطلب- عضو گروه امداد زمین- عضو تیم های اجرایی- عضو گروه دیده بان- عضو گروه الگوی مصرف – کار اجرایی درختکاری و پاکسازی کوهستان- عضو شورای داوطلبان- همکاری با گروه بین‌الملل، آموزش، ترجمه، مانگرو، نشریات            ۱۳۸۵

۷ -شهریار عیوض‌زاده       ۱۳۷۵    داوطلب- عضو هیات امنا – عضو علی البدل هیات مدیره ۱۳۸۵

۸ -حامد میرزا خلیل           ۱۳۸۲    مسئول گروه نور شب (مبارزه با آلودگی نوری)

عضو گروه البرز و آموزش- همکاری با گروه نشست سبز- مسئول چند برنامه پخش علوفه برای وحوش            ۱۳۸۵

۹ -جلال الدین حمیدی         ۱۳۸۲    داوطلب-عضو گروه آموزش- مستندساز          ۱۳۸۵

۱۰ -شهریار دیلفانیان         ۱۳۷۹    داوطلب- عضو گروه امداد زمین- عضو تیم های اجرایی- عضو گروه الگوی مصرف ۱۳۸۵

۱۱ -لیلا گل آور    ۱۳۷۶    مسئول گروه آموزش- هماهنگ کننده پروژه مرکز مشارکت های زیست محیطی، تسهیلگر کارگاه‌ها و نشست‌ها ی چهارمین همایش سراسری تشکلهای غیردولتی،،نماینده جبهه سبز ایران در کارگاه تهیه گزارش محیط زیست ایران            ۱۳۸۵

۱۲ -کاوه عزیز محمدی      ۱۳۸۰    داوطلب- عضو گروه امداد زمین- عضو تیم های اجرایی  ۱۳۸۵

۱۳ -طهورا طالبی ۱۳۸۰    داوطلب- عضو گروه امداد زمین- عضو تیم های اجرایی- عضو گروه بازتاب مطبوعات          ۱۳۸۵

۱۴ -ابولفضل وطن پرست   ۱۳۷۶    داوطلب- مدیر اجرایی و مشاور سردبیر فصلنامه صلح سبزاز ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲

مدیر عامل از ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۴          ۱۳۸۵

۱۵ -نیما اسکندری ۱۳۷۹    داوطلب- عضو گروه امداد زمین- عضو تیم های اجرایی- عضو گروه برگزاری نشست سبز    ۱۳۸۵

۱۶ -مهدی آراء     ۱۳۷۸    داوطلب- عضو تیم های اجرایی- عضو گروه برگزاری نشست سبز- عضو گروه آموزش چهره به چهره تفکیک زباله در مبداء      ۱۳۸۵

۱۷ -مژگان ملایی سنگلجی  ۱۳۷۸    داوطلب- مسئول وب سایت مرکز مشارکت های زیست محیطی- عضو گروه امداد زمین- عضو تیم های اجرایی   ۱۳۸۵

۱۸ -پویان ابوالقاسم زاده     ۱۳۷۵    داوطلب-مسئول گروه دیده بان- مسئول گروه الگوی مصرف        ۱۳۸۵

۱۹ -پوریا قطره نبی          ۱۳۸۱    داوطلب   ۱۳۸۵

۲۰ -لیلا رستگار  ۱۳۷۷    مسئول روابط بین الملل- داوطلب در گروه ترجمه – گروه‌های اجرایی درختکاری و پاکسازی -ترجمه فصلنامه – امداد زمین      ۱۳۸۵

۲۱ -مریم گل آور  ۱۳۷۷    داوطلب- عضو گروه آموزش- عضو گروه کتابخانه- هماهنگ کننده گروه بانک اطلاعات منطقه ۷-عضو تیم های اجرایی- آموزشگر کارگاه های سیار تابستانه- نماینده جبهه سبز در کارگاه آلودگی هوا           ۱۳۸۵

۲۲ -سارا باقری   ۱۳۷۹    عضو گروه بازتاب مطبوعات، عضو گروه اموزش، مسئول کتابخانه/ عضو گروه اجرایی در برنامه های درختکاری و پاکسازی کوهستان/ همکاری در برنامه آموزش زیست محیطی-بهداشتی شهر بم        ۱۳۸۵

۲۳ -علی میرایی   ۱۳۷۶    شرکت در بازارچه خیریه۱۳۷۷، طراحی دکورغرفه جبهه سبز در کانون پرورش فکری-۱۳۸۱ و ۱۳۸۲- طراحی پلات و پوستر جهت مراسم پاکسازی کوهستان ۱۳۸۳- عضو گروه اجرایی در برنامه های پاکسازی کوهستان و درختکاری            ۱۳۸۵

۲۴ -آتنا حجاری زاده         ۱۳۷۶    داوطلب- عضو گروه امداد زمین- عضو تیم های اجرایی- عضو گروه آموزش چهره به چهره تفکیک زباله در مبداء      ۱۳۸۵

۲۵ -شهریار رحمانی         ۱۳۷۶    مسوول گلگشت‌های خانوادگی، درختکاری ۷۷، مدیر پروژه مرکز مشارکت‌های زیست‌محیطی، مدیر جشنواره آینده‌سازان سبز- مسوول راه‌اندازی وب سایت، عضو تیم اجرایی پاکسازی‌ کوهستان، سواحل دریای خزر           ۱۳۸۵

۲۶ -علیرضا شاه‌باقی         ۱۳۸۰    عضویت در گروه البرز- همکاری با پروژه مرکز مشارکت‌های زیست‌محیطی- عضو تیم اجرایی برنامه‌های درختکاری و پاکسازی کوهستان- همکاری در پروژه آگاهسازی زیست‌محیطی در بم  ۱۳۸۵

۲۷ -حسام‌الدین نراقی         ۱۳۷۸    عضویت در گروه اموراعضا، امداد زمین،آموزش، البرز، گروه واکنش سریع مرکز مشارکت‌های زیست‌محیطی، عضو تیم اجرایی برنامه‌های درختکاری و پاکسازی کوهستان، عضویت در شورای داوطلبان، بم   ۱۳۸۵

۲۸ -امیر شعبانپور            ۱۳۸۳    داوطلب- عضویت در گروه آموزش، گروه نور شب       ۱۳۸۵

۲۹ -علیرضا بهمن پور       ۱۳۷۸    عضویت در گروه امداد زمین، آموزش، آلودگی نوری، نشست سبز، عضو شورای داوطلبی، تیم اجرایی برنامه‌های درختکاری و پاکسازی، عضو تیم روابط‌عمومی          ۱۳۸۵

۳۰ -امیراحمد تقی‌زاده        ۱۳۸۱    عضو گروه البرز، تیم اجرایی برنامه‌های درختکاری و پاکسازی کوهستان  ۱۳۸۵

۳۱ -نگار صبا     ۱۳۷۶    عضو گروه البرز، تیم اجرایی برنامه‌های درختکاری، پاکسازی، عضو شورای داطلبی، عضو گروه آموزش، مشارکت در برنامه چهره به چهره تفکیک زباله از مبدا    ۱۳۸۵

۳۲ -هادی کاشانی ۱۳۷۷    مسوول روابط عمومی، هماهنگ کننده و برنامه‌ریز فعالیت‌های نمادین مثل پاکسازی‌ها، درختکاری‌ها، همکار پروژه مرکز مشارکت‌ها، برگزاری همایش‌ها و نشست‌های سازمان، عضو و دبیر شورای داوطلبان    ۱۳۸۵

۳۳ -صفورا زواران حسینی ۱۳۷۸    عضو گروه آموزش، نماینده جبهه سبز،  در کنفرانس جوانان مراکش، همکاری با پروژه بم با IBC، همکار اجرایی در برخی برنامه‌های نمادین درختکاری و پاکسازی          ۱۳۸۵

۳۴ -حمیدرضا میرزاده       ۱۳۷۷    عضو گروه آموزش، همکاری با پروژه‌های بم، همکاری در برنامه‌های نمادین و …    ۱۳۸۵

۳۵ -علیرضا سلطانی         ۱۳۷۵    عضویت در تمامی گروه‌های کاری فعال، شرکت در تمامی برنامه‌های نمادین، تجزیه و تحلیل اکثر آمار و اطلاعات پرسشنامه‌ها، برنامه‌های درختکاری، پاکسازی، آموزش چهره به چهره      ۱۳۸۵

۳۶ -مجتبی صفایی            ۱۳۷۸    داوطلب، عضو گروه بازتاب مطبوعات           ۱۳۸۵

۳۷ -محمد مهربان ۱۳۷۸    داوطلب، عضو گروه بازتاب مطبوعات، عضو گروه آموزش طرح تفکیک زباله از مبدا، شرکت در فعالیت‌های گروهی سازمان  ۱۳۸۵

۳۸ -حمیدرضا بابایی         ۱۳۸۰    داوطلب- عضو گروه البرز  ۱۳۸۵

۳۹ -محمدحسین گل‌آور       ۱۳۷۸    داوطلب، اجرای برنامه‌های گروهی درختکاری- کارگاههای سیار آموزشی  ۱۳۸۵

۴۰ -فریبا یوسفی   ۱۳۸۲    داوطلب- عضو گروه آموزش           ۱۳۸۵

۴۱ -علی کوچکی   ۱۳۸۱    داوطلب، عضو گروه آموزش، تیم اجرایی برنامه‌های پاکسازی کوهستان، درختکاری، آموزش کارگاه‌های سیار  و مدارس   ۱۳۸۵

۴۲ -افشین خردادیان          ۱۳۷۴    داوطلب، مسوول وب سایت، مسوول اداری و پشتیبانی، هماهنگ‌کننده برنامه‌های نمادین، همکار بخش نشریات، مسوول رایانه‌ها    ۱۳۸۵

۴۳ -محسن سلیمانی روزبهانی          ۱۳۷۵    داوطلب، مسوول روابط بین‌الملل، مدیر پروژه توانمندسازی جامعه محلی برای مدیریت جنگل‌های حرا       ۱۳۸۵

۴۴ -رخساره جمشید گرجی ۱۳۸۱    داوطلب، گروه آموزش، درختکاری و …         ۱۳۸۵

۴۵ -ایرج معمار حسینی‌زاد  ۱۳۷۷    همکار فکری و اطلاعاتی و روحی داوطلبان و فعال در درختکاری و پاکسازی دریای خزر و کوهستان            ۱۳۸۵

۴۶ -هیرسا مرید   ۱۳۸۰    هماهنگ کننده گروه البرز، آموزشگر گروه آموزش، شرکت در برنامه‌های نمادین، عضو ناظر مجمع ملی جوانان از طرف جبهه سبز   ۱۳۸۵

۴۷ -مریم بهشتی سرشت     ۱۳۷۸    داوطلب، همکاری و ترجمه مطلب برای فصلنامه، امداد زمین، گروه آموزش، همکاری در برنامه آموزش زیست‌محیطی و بهداشتی شهر بم، هماهنگ‌کننده فاز دوم پروژه توانمندسازی جامعه محلی برای مدیریت جنگل‌های حرا      ۱۳۸۵

۴۸ -یاسمن قادری ۱۳۸۱    گروه آموزش (آموزشگر)، شرکت در برنامه‌های نمادین درختکاری، پاکسازی کوهستان         ۱۳۸۵

۴۹ -فرشته آذرنوید            ۱۳۸۱    گردآوری مطالب کتاب جنگل‌های حرای ایران و جهان،  مسوول گروه تالاب‌ها، عضو گروه آموزش، همکاری در پروژه آگاهسازی زیست‌محیطی در بم، عضو تیم اجرایی برنامه‌های نمادین          ۱۳۸۵

۵۰ -مهدی سلیمانی روزبهانی           ۱۳۸۰    مسوول دبیرخانه، گروه امور اعضا، رایانه‌ها، امور مشترکین نشریات،  همکاری در پروژه مرکز مشارکت‌ها، تهیه بروشورهای آموزشی، نشریات صلح سبز ، مسوول غرفه در نمایشگاه مطبوعات، هماهنگ کننده پیک سبز محله     ۱۳۸۵

۵۱ -محبوبه شیرخورشیدی  ۱۳۷۸    داوطلب، عضو گروه آموزش، درختکاری، پاکسازی کوهستان      ۱۳۸۵

۵۲ -آرمین زاهدی ۱۳۷۶    داوطلب، مسوول گروه تنوع زیستی، عضو گروه آموزش، تالاب‌ها، برنامه‌نویسی رایانه‌ای بانک اطلاعات زیست‌محیطی شهرداری منطقه ۷      ۱۳۸۵

۵۳ -مریم زاهدی   ۱۳۷۷    داوطلب، عضو گروه دیده‌بان، عضو تیم اجرایی برنامه‌های نمادین ۱۳۸۵

 

Average Rating: 5 out of 5 based on 183 user reviews.

۳ دیدگاه

سلام آقا شهریار. آقا من خیلی خوشحالم که با بلاگ شما اشنا شدم و ناراحت که با این نوشته شما مواجه شدم و استعفای دسته جمعی از جبهه سبز. در هر حال همواره شما به عنوان کسی که در دانش و پیشرو بودید برای ما مطرح بودید و قطعا این تصمیم را با توجه به پیشینه خردمندانه شما را قطعا منطقی می دونم و امیدوارم که همیشه سبز باشید.

ارسال شده توسط بهزاد, مورخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۵, ۶:۴۴ ب.ظ. #.

سلام شهریار بزرگ
از وقایع پیش آمده در خصوص جبهه سبز متاسف شدم، چون همیشه سوای عدم همکاری با این گروه، حس اعتماد دورادوری نسبت به این گروه داشتم ولی با این حال خوشحالم که باز برای بلاگ دست بکار شدی. یاد rooz بخیر.

ارسال شده توسط سينا, مورخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۰۷ ق.ظ. #.

سلام بر شهریار
از خبر جبهه سبز متاسف شدم. تا دنیا بوده همین بوده، حسد و کینه و نمامی و دورویی و تمامیت خواهی و … تمامی ندارد.

امیدوارم تو و دوستانت در اسرع وقت پایه های جبهه‌ای دیگر از نوع سبز را بنا نهید. مطمئنم که همت و شجاعت این کار را دارید.

ارسال شده توسط كريم, مورخ ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۴:۳۵ ق.ظ. #.

ارسال دیدگاه!



پیام



© 2007.

ساخته شده توسط Rodrigo آماده شده برای وردپرس فارسی و فارسی سازی شده توسط علی ایرانی.

WordPress