شهریار عیوض‌زاده هرچیزی

بحثی شده در مورد اسطوره‌سازی برای شخصیت‌های علمی و شبه علمی. این مطلب پایین را من آنجا کامنت گذاشتم اینجا توی وبلاگ خودم کپی کردم. خلاصه‌ داستان هم این است که ما برای خودمان اسطوره‌های علمی ایرانی می‌سازیم با مشخصات خاص خودشان و این در حالی است که در دنیای واقعی سازوکار جوامع علمی و آدمهایشان اصلا این گونه نیست.

بهاالدین خرمشاهی در کتاب “فرار از فلسفه”‌اش یک مطلبی دارد به این مضمون که مثلا رستم یک امر غیر‌واقعی نیست؛ یک امر واقعی هم نیست، بلکه یک امر فراواقعی است. رستم نماد و تجسد واژه‌ای از آمال و آرزوهای مردمانی است که در این سرزمین بوده‌اند.

حالا آن هرکول‌های علمی هم تقریبا در همین علاقه‌‌ی ما به قهرمان‌سازی می‌گنجند. بعضی از آنها خودشان کاری برای این داستان‌سازی نمی‌کنند ولی برایشان پیش می‌آید، بعضی‌هاشان هم خودشان بدشان نمی‌آید و دامن هم می‌زند بعضی‌ها هم که اصلا از جایگاه صفر علمی با استفاده از این داستان‌سازی‌ها برای خودشان کلاهی می‌دوزند. به هر حال این بیشتر بدنه جامعه است که چنین داستانهایی را روا می‌دارد. اتفاقا همین مسئله چند نکته هم در خودش دارد:

  1. نکته‌ی اول این که هرکول‌های ما علمی شده‌اند، خوشبختانه آنها دیگر با زوربازو کار نمی‌کنند و یا با مدل فیلم‌های هندی شباهت چندان ندارند. در عین حال علمی‌ بودن اگر چه شاید جالبتر از جنگاور بودن و نیرومند بودن و آکروبات بودن است اما به نظر من سختکوش بودن و همت‌داشتن و صادق و سالم و آرمان‌دار بودن جذاب‌تر است که ما کمتر به هرکول‌های واژه‌ای (هرکول واقعی که بماند) در این زمینه‌ها برمی‌خوریم.
  2. توجه کنید که این هرکول‌ها قبل از این که هرکول علمی باشند هرکول هوشی هستند. یعنی اکثر آنها در رزومه داستانی‌شان به جای زحمت کشیدن با استفاده از هوششان به صورت آنی و یا ذاتی فتح‌الفتوح علمی انجام می‌دهند این یعنی ما همچنان به ارث بردن ثروت بیشتر از ساختن آن علاقه‌مندیم و فضای فکری‌مان (و شاید هم شرایط اجتماعی‌مان) برای مدل رسیدن از طریق ساختن تنگ است.
  3. این را هم داشته باشید که سخت‌کوش بودن و استمرار داشتن که هزینه‌اش خیلی زیاد است، زور بازو داشتن هم با یک نگاه به هیکل آدم معلوم می‌شود ولی باهوش بودن چیزی است که می‌توانی ادعا بکنی و زحمت نکشی و ادعایت به این راحتی‌ها نقض نشود. کسانی که هرکول علمی و یا در واقع هوشی می‌سازند راحت‌تر با آن هم‌ذات‌پنداری می‌کنند.
  4. در حال حاضر دو قطب غرور ملی ما ایران باستان و ایرانی پراستعداد است. هر دوی این موارد به درد دردهای فعلی ملی ما می‌خورد.

Average Rating: 4.8 out of 5 based on 166 user reviews.

ارسال دیدگاه!



پیام



© 2007.

ساخته شده توسط Rodrigo آماده شده برای وردپرس فارسی و فارسی سازی شده توسط علی ایرانی.

WordPress