شهریار عیوض‌زاده زمین و انسانهایش

در خبرها آمده بود که کتابفروشی‌های چندین کشور جهان، کتاب “تن تن در کنگو” را به علت محتویات نژاد۱۶۰_ap_tintin_۰۷۰۷۱۳.jpg پرستانه‌ی آن از ردیف کتابهای کودکان حذف کردند. و این باعث شده که فروش این کتابِ – اکنون مذموم- ۳۸ برابر شود!

کتاب را از اینترنت آوردم و بعد سالها دوباره خواندم تا ببینم که داستان از این منظر چگونه است. واقعیت این است که این کتاب نوشته شده در سال ۱۹۳۰ به نظر می‌رسد که هم درونمایه‌های نژاد پرستانه دارد و البته هم نگرش تملک افسار گسیخته و بی‌پروا و بی قاعده بر طبیعت زنده. از بُعد نژادپرستی آن مردمان سیا‌ه پوست کتاب همه یکسان و یک شکل و در هیبت موجوداتی با توانایی‌های فیزیکی و فکری مادون ترسیم شده‌اند که حتی در صحنه‌ی آخر کتاب به پرستش و کرنش مجسمه‌های تن‌تن و میلو می‌پردازند. در بعد محیط زیست هم (این بخش محل مناقشه نبوده) کتاب چندین بار تن‌تن‌ی را ترسیم می‌کند که به تفریح به شکار می‌پردازد و همه‌ی آن شکارها تو گویی که اشیایی هستند که به عالم مجازtintin۱.jpg یک بازی کامپیوتری تعلق دارند و محض تفنن و درک لذت قدرت مورد شکار تن‌تن داستان قرار می‌گیرند. در ضمن کنگو مستعمره بلژیک (موطن هرژه نویسنده‌ تن‌تن) بوده و این مسئله حساسیت داستان را از بعد نژاد پرستی آن زیادتر کرده است.

کتابهای تن‌تن در یک بازه‌ی زمانی تقریبا نیم قرنه منتشر شده‌اند و بیش از ۲۲۰ میلیون نسخه از آنها فروش رفته و کتاب “تن تن در کنگو” جزو اولین کتابهای این مجموعه و جزو ضعیفترین آنها است. به یاد بیاوریم که جنگ جهانی دوم تقریبا ده سال بعد از نگارش این کتاب رخ داد و آن روح و نگرشی که انسان مدرن اروپایی را «خود» و مرکز عالم هستی می‌پندارد و انسان‌های دیگر و موجودات دیگر را همگی و یک کاسه متعلق به دسته‌ی بزرگ “آن دیگری” می‌انگارد همانگونه که بازتاب صادقانه آن در این کتاب داستان، خود را مختار به آوردن هر آن چه که می‌تواند بر سر آنان می‌کند در کتاب داستان تاریخ نیز در یک اسطوره/تراژدی سترگ و هولناک مثل جنگ جهانی دوم، همین نگرش را در درون خویش رخت حقیقت می‌پوشاند. مرزهای سنگین و سختی که به نام ملیت و نژاد در داخل قاره‌ی محل زیست این نگرش و این بخش از روح زمانه (Zeitgeist) آن مردمان تعریف شده بوده و مردمان این قاره را به «خودی‌ها» و «دیگری‌ها»‌ی دور متعددی تقسیم می‌کرده آنان را به سمت جنگ عظیمی کانالیزه می کند و نتیجه‌اش آن شد که شد.

من بر این باورم که آن نگرش همچنان در صور دیگر زنده است و البته دامنه‌ی آن دستخوش تغییراتی شده. شاید که دیگر درون قاره‌ای نباشد، شاید که محیط زیست و موجودات داخل آن در دسته‌بندی متفاوتی قرار گرفته باشند اما داستان همچنان دنباله دار است. در داستان جدید در یکی از صوررتهای جهانی آن، این ما (مردم ایران و یا مسلمان) هستیم که از جانب قدرت فائقه و هژمونیک دنیا در جمعیت «آن دیگری» تقسیم بندی شده‌ایم و البته ما نیز در درجاتی بالاتر آنان را در جمعیت «آن دیگران» تقسیم بندی کرده‌ایم (خوشبختانه فعلا زورمان خیلی زیاد نیست!) . همچنین در یک بعد محلی و سرزمینی، روحی که تن‌تن را در امر کشتن و تخریب محیط‌زیست و جاندارانش بی‌پروا می‌کند در کالبدهای ذهنی ما همچنان زنده است و گرنه چنین بی دغدغه بلا بر سر محیط زیست خود و موجودات داخلش نمی‌آوردیم. وطن پرستی و اخلاقیات ما در این بعد انصافا پایش می‌لنگد.

tintin۲.JPGاین ماجرای منع فروش کتاب تن‌تن بعد از ۳۸ سال (!) از آنجا شروع شد که یک وکیل لندنی در یک روز که برای خرید کتاب با اهل و عیال به فروشگاه کتاب سر می‌زند در هنگام خرید کتاب برای فرزندانش کتاب را تورقی می‌کند (انصافا آدم بی‌سلیقه‌ و یا محرومی بوده که کتاب را تا به حال نخوانده بوده!) و با دیدن صحنه‌های داستان نگرش نژادپرستانه‌ آن به چشمش می‌آید. وکیل قصه‌ی ما همسری سیاه پوست دارد و حوزه‌ی وکالتش هم حقوق بشر است. وکیل داستان ما شروع به نامه‌نگاری می‌کند و از آنجا که مسئله‌ی نژاد پرستی در قوانین کشورهای اروپایی دارای بندهای مخصوص خودش است کتابفروشی‌ها هم سریع ماستهایشان را کیسه می‌کنند و داستان حلقه به حلقه ادامه می‌‌یابد. جهت اطلاع این نکته را هم داشته باشید که ظاهرا این کتاب به صورت سانسور نشده تا سال ۲۰۰۵ به داخل کشور انگلیس راه نیافته بود! (نسخه فارسی همان نسخه سانسوری نشده است) و سال ۲۰۰۵ هم که منتشر شده بود روی صفحه‌ی اول آن یک اخطار نوشته بودند که ممکن است محتویات این کتاب برای عده‌ای موهن باشد.

راستی خود آقای هرژه در سال ۱۹۸۳ از نوشته‌ها و کشیده‌هایش در «تن تن در شوروی» و «تن تن در کنگو» عذر تقصیر خواسته و آن را ماحصل جهالت جوانی و فضای آن روزگاران دانسته است.

همه‌ی این داستان برای ما نکته‌های مختلفی دارد: از این که بعضی وقتها می‌شود به ناحقی حتی بعد از ۷۸ سال گیر داد. از این که بعد از حتی ۵۳ سال هم معذرت خواهی بر ذمه آدم است. این که مهم است که بدانیم چه خوراک معنوی و دانشی به فرزندانمان می‌دهیم. و از همه مهمتر این که کارایی نظام اخلاقی ما به طور اساسی وابسته به این است که تقسیم دنیای پیرامون میان «خودی» و «دیگری» را به چه صورت و سازمانی انجام می‌دهیم.

پی نوشت: صد البته واضح و مبرهن است که آن کسی که از کتاب تن تن خوشش نمی‌آید من نیستم! و گرنه آنها را صدباره نمی‌خواندم!

 

پی نوشت: یکی از اولین چیزهایی که در اینترنت جستجو کردم (تقریبا ۱۲ -۱۳ سال پیش) همین جناب تن تن بود. امروز که این کار را به فارسی انجام دادم دیدم که نتیجه چندین برابر نتیجه به زبان انگلیسی در آن روزگار است.

Average Rating: 4.9 out of 5 based on 285 user reviews.

۴ دیدگاه

سلام.دوست بزرگوار
متاسفانه امکان دسترسی به وبلاگ قبلی ام را از من سلب نمودند و یا شاید هم ایراد از جای دیگری بود..به هر حال مجبور شدم وبلاگ دیگری را راه اندازی کنم که از این پس در آن خواهم نوشت
.نشانی جدید وبلاگ من این است: http://avayesabz.blogfa.com/

ارسال شده توسط وحيد نوروزي, مورخ ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۲۹ ق.ظ. #.

همانطور که پیشتر به علیرضا آیینه چیان عزیز هم گفتم, حقیقتاً از خواندن این ÷ست و محتوای غنی اش لذت بردم. کاش از این جور پستها در دنیای وبلاگستان بیشتر دیده و خوانده شود. یادم هست منتقدی در باره فیلم زیبای خانه دوست کجاست (کیارستمی) گفته بود: فیلم خوبی بود, فقط کاش از آن گل خشک در لای آن دفتر مشق بیشتر داشت …
باز هم ممنون … حتماً روزی به ÷یام ارزشمند این ÷ست بیشتر خواهم پرداخت.
زنده باشید.

ارسال شده توسط محمد درویش, مورخ ۸ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۳۵ ب.ظ. #.

بابا سابقه دار…. این اسم و ای‌میل زورکی رو هم کنسل‌اش کن…

ارسال شده توسط jamalifard, مورخ ۱۰ مرداد ۱۳۸۶, ۲:۴۷ ق.ظ. #.

سلام به کلیه دوست داران طبیعت
از وبسایت زوج دوچرخه سوار ایرانی که در سفر دور دنیا با دوچرخه با شعار صلح و حفظ محیط زیست می باشند دیدن کنید. شما هم با اضافه کردن لینک سایت نامبرده در لیست لینکهای خود ، یکی از شرکای این زوج در گسترش فرهنگ حفظ طبیعت و کمک به کاهش اثرات Global Warming باشید.
http://www.rmc4peace.com/

ارسال شده توسط 20000 کیلومتر برای صلح و حفظ طبیعت, مورخ ۲۰ شهریور ۱۳۸۶, ۱۱:۱۲ ق.ظ. #.

ارسال دیدگاه!



پیام



© 2007.

ساخته شده توسط Rodrigo آماده شده برای وردپرس فارسی و فارسی سازی شده توسط علی ایرانی.

WordPress