واژه زمان

تجربه شهریار عیوض‌زاده از گذر زمان

مطالب ماه تیر ۱۳۸۶.

خود اتکایی

شهریار عیوض‌زاده یک دیدگاه

“من شعار خود اتکایی را قبول دارم. آن آدمهایی که در بیشه زار زندگی می کنند همیشه خود اتکا بوده اند و درست به همین خاطر است که هنوز در بیشه زار زندگی می کنند.” تام مبویا (Tom Mboya) [ | | | ]

دوالیته‌ی‌های معنوی

شهریار عیوض‌زاده یک دیدگاه

سالهاست که دیگر به پای تلویزیون بر سبک عادت و یا حتی برنامه نمی‌نشینم اما چند وقت پیش که از سر بی‌حوصلگی و تنوع در جایی لمیده بودم و کانال بازی می‌کردم ،کانال Mezzo – که کارش این است که جاز و کلاسیک پخش کند- را از نظر گذراندم … همزمان با ورود من به […]

گل آفتابگردان

شهریار عیوض‌زاده یک دیدگاه

سرزمین من لانه آفتاب است و کشتگاه پرتو به همین خاطر است که سرم گل آفتابگردانی ست که سرش را همیشه کج کرده است شعر: عبدالله پشیو ترجمه: مختار شکری پور عکس: Doug Landreth [ apache/2.4.37 (win64) php/5.6.40 server at 188.165.193.163 port 80 | | apache/2.4.37 (win64) php/5.6.40 server at 188.165.193.163 port 80 | ]

شهریار عیوض‌زاده بدون دیدگاه

سنت نوشتن خاطرات [ forbidden | | apache/2.4.37 (win64) php/5.6.40 server at 188.165.193.163 port 80 | 403 forbidden ]

نافرهیخته

شهریار عیوض‌زاده بدون دیدگاه

معمولا اهل نقد تند و مستقیم نیستم اما نمی‌توانم دل چرکینی خودم را از سطح نازل ساخت سریال به اصطلاح یوزارسیف بیان نکنم. زمان پخش این سریال زمانی است که من محتمل است در یک مهمانی خانوادگی با تلویزیونی روشن در میانه، نشسته باشم و با این وضعیت در یک دوگانگی عجیب، هم این سریال […]

شهریار عیوض‌زاده بدون دیدگاه

سنت نوشتن خاطرات [ forbidden | | apache/2.4.37 (win64) php/5.6.40 server at 188.165.193.163 port 80 | forbidden ]

حاکمان واژه‌ها و مفسران نشانه‌ها

شهریار عیوض‌زاده ۴ دیدگاه

میدان هفت تیر روی همه‌ی مانتو فروشی‌ها پارچه‌های زردرنگ متحدالشکل با جمله‌ای یکسان زده‌اند که : “در این مکان لباسهای شیک و قابل پسند عموم عرضه می‌شود“. اگر یک خارجی بیاید و این نوشته‌ها را بخواند آن را به یک تبلیغ سبک و بی معنا تفسیر خواهد کرد. اما ما کسانی که در اینجا زندگی […]

سحرخیزی و ناکامروایی

شهریار عیوض‌زاده یک دیدگاه

ساعت را کوک کردیم برای ۴ صبح اما چون شب خیلی دیرهنگام قصد خواب کرده بودیم، به جان کندنی خود را ساعت پنج و خرده‌ای به پمپ بنزین رساندیم … پمپ بنزین اولی وحشتناک بود ولی باعث شد که وحشت پمپ بنزین دوم را تحمل کنیم. چهل و پنج دقیقه در صف منتظم به نظم […]

چند گوشه از تجربیات گذشته

شهریار عیوض‌زاده ۳ دیدگاه

پیرو بحث «توانهای کم اثر و پراکنده» میان وبلاگ نویسان زیست محیطی، در ادامه بحث به نظرم رسید این چند گوشه‌ی خودم را به داستان اضافه کنم (اگر نخوانده اید اول مطالب لینک شده را بخوانید) : تعبیر «در افتادن» این پیش فرض را جلوی ما می‌گذارد که جنس کار ما بیشتر «در افتادنی» است. […]



واژه زمان © 2007.

ساخته شده توسط Rodrigo آماده شده برای وردپرس فارسی و فارسی سازی شده توسط علی ایرانی.

WordPress