مطالب دسته اندیشه نابهنگام.

شهریار عیوض‌زاده بدون دیدگاه

دارم این مطلب را در مورد جنبش‌های کنونی سوریه می‌خوانم. به این پاراگراف می‌رسم که : “ملت سوریه به خیابان ریخته‌اند تا «قدرت» را به مبارزه بخوانند و این در نوع خود به معنای واقعی کلمه «معجزه» است؛ نه به سبب ترس و بلکه وحشتی که در سینه‌ها موج می‌زند، و نه به سبب حضورِ […]

شهریار عیوض‌زاده بدون دیدگاه

بعضی‌وقت‌ها، وقتی که تجربه‌‌ی سبکی دارم از انتخاب آگاهانه و داوطلبانه‌ی رنجی سبک، مثل به تاخیر انداختن چند ساعته‌ی نشاط خوردن و نوشیدن در یک روز گرم و فرساینده، آنگاه با شگفتی به یاد آن کسانی می‌افتم که آگاهانه و داوطلبانه، بار سنگین‌ رنج‌های گّرده‌شکن را برای خود انتخاب می‌کنند. آن کاشفان فروتن شوکران. پی‌نوشت: […]

شهریار عیوض‌زاده بدون دیدگاه

دارم به آن انسان شجاعی فکر می‌کنم که برای اولین بار با چتر نجات از هواپیما بیرون پرید. وقتی که غولی رنگ به رنگ به نام زمین با سرعت برای در هم کوبیدنش به او نزدیک می‌شد و او در دستانش قبضه‌ی سلاحی تازه ساخت را که به پشت خود بسته بود محکم می‌فشرد و […]

شهریار عیوض‌زاده ۴ دیدگاه

جهت ثبت در تاریخ: شاید بعد از ۲۰ سال تداوم حضور، امسال به نمایشگاه کتاب نرفتم. یا شوق من پیر شده‌ یا او بسیار ژنده گشته. Average Rating: 4.8 out of 5 based on 266 user reviews. [ | | | from us based pharmacy | ]

شهریار عیوض‌زاده ۴ دیدگاه

فروشگاه بتهون میرداماد که به خاطر کشش نداشتن بعد از سالها تعطیل کرد که در جریان هستید؟ …. امروز از جلوی آن می گذشتم و دیدم که در آن کنچ بزرگ زده اند و نوشته اند “فروش پسته رفسنجان” … با خودم گفتم Back to Basics! متاسفانه باید بگویم که این رجعت جهت دار به […]

شهریار عیوض‌زاده ۵ دیدگاه

اینجا می‌خواندم که کسی آمده و نظریه‌ی قدیمی ما در مورد خواب را اندکی تغییر داده و به نام خود در New Scientist چاپ کرده!  تئوری ما هم این بوده که خواب مقدم است بر بیداری! و موجودات به طور طبیعی خواب هستند مگر که به نیازی بیدار شوند و به قول معروف مجبور شوند […]

شهریار عیوض‌زاده بدون دیدگاه

آهنگی گوش می‌دادم که رسید به این جا که “گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد گفتا خموش حافظ کین غصه‌ هم سرآید “ و بعد آهنگ این بیت را مکرر کرد و مکرر کرد. با خود فکر کردم که چقدر معنای این بیت و چقدر معنای این تکرار آن در آهنگ وابسته به این […]

شهریار عیوض‌زاده بدون دیدگاه

رادیوی ماشین اجرایی از آهنگی را پخش می‌کند … به ذهنم فشار می‌آورم … موومان دوم یا سوم کنسرتو پیانو پنجم بتهون است … در همین حین یک رنوی درب و داغان می‌کشد جلوی من، پشتش یک برچسب زده www.beethovenmc.com … یاد ساداکو می‌افتم که کارتونکی را یک روز صبح پیدا کرده بود به فال […]



© 2007.

ساخته شده توسط Rodrigo آماده شده برای وردپرس فارسی و فارسی سازی شده توسط علی ایرانی.

WordPress